تبليغاتX
جورابای نشسته
دوشنبه سی ام مرداد 1385

 

دوستی مجله اي به دستم داد که بخوانم. به گفتهء خودش "مانند بچه هايش" مجله را دوست داشت. مجلهء چرندی بود از اين شارلاتان بازی های امثال آزمنديان و حلّت و چه‌ميدانم که و که... فکر کنم مال حلّت بود. از متون ادبی باسمه اي و اشعار آبدوغ خياری اش بگذريم، مطلب زيبايی داشت كه حيفم آمد رفقا بدون دانستن آن (به قول ابوريحان بيرونی) "نادانسته و جاهل درگذرند"!

مطلب در مورد اين بود که چگونه پر کار و پر تلاش "جلوه کنيم"!!! چند مورد که به يادم مانده، اينهاست که مياورم (نوشته های ايتاليک از خودم است):

 

1 . در راهرو های اداره که راه ميرويد، هميشه يک پرونده زير بغلتان باشد. کسی که دست خالی در راهرو قدم بزند عاطل و باطل به نظر ميرسد. اگر روزنامه دستتان بگيريد، ديگران خيال ميکنند به جای انجام کار، روزنامه ميخوانيد. (اين بنده خدا خيلی ايده آل گرا بوده! همين که کارمند رو با دمپايی و ليوان چای به دست در حال لخ لخ کردن نبينی، کلّی جلويی! روزنامه که جای شکر داره!)

 

2 . انگليسی بدانيد و در محيط کار و صحبت های کاری (خصوصاً در هنگام صحبت با رئيستان) از انگليسی استفاده کنيد! حتّی اگر انگليسی بلد نيستيد هم چند کلمهء مرتبط به کارتان را به انگليسی ياد بگيريد و هنگام صحبت با رئيس آنها را به کار ببريد. (بدبخت زبان انگليسی... بهتر نيست به جای همهء اين کار ها، با رئيسمان به سينما قيام برويم؟)

 

3 . اضافه کار بمانيد. حدّاقل تا هنگامی که رئيس در اداره است، سعی کنيد در اداره بمانيد. حتّی اگر کاری هم نداريد، ميتوانيد از زمان ماندنتان در اداره برای مطالعه مجلات و کتاب هايی که هيچوقت فرصتش را نداشته ايد استفاده کنيد. (حتّی ميتوانيد با ابتياع يک عدد دستمال يزدی مرغوب، به مالاندن تشکّر آلات جناب رئيس بپردازيد!)

 

4 . از کامپيوتر استفاده کنيد. استفاده از کامپيوتر باعث ميشود که پر کار تر به نظر برسيد! مهم نيست که با کامپيوتر چه‌کار ميکنيد. همين که شما را مشغول ببينند، کافيست. ميتوانيد با کامپيوتر بازی کنيد، به وبلاگ های مورد علاقه تان سر بزنيد، يا ايميل های شخصی تان را چک کنيد. اگر هم رئيس مچتان را گرفت ميتوانيد بگوييد که مشغول ياد گيری نرم افزاری مرتبط با کارتان هستيد! (تعجّب نکنيد! واقعاً من رؤسايی تا بدين حد يول ديده ام!)

 

5 . ميزتان را به هم بريزيد. هر چه ظاهر آشفته تری به ميزتان بدهيد، شما را پر مشغله تر و پر کار تر خواهند دانست! اگر با کسی ملاقات داريد، مدارک و پرونده هايش را لا به لای ديگر پرونده ها بگذاريد و جلوی خودش دنبال آنها بگرديد. (!!!)

 

6 . ظاهر آشفته داشته باشيد. اين کار باعث ميشود که پر مشغله تر و پر تلاش تر به نظر بياييد. (نظر به پيشنهاد نويسندهء مطلب فوق، شيلنگ و آفتابهء دستشويی دفتر نشريهء "موفّقيت" برداشته شد تا کارکنان و نويسندگان به حدّ اعلای درجه احساس آشفتگی و پلشتی کنند!)

 

بگذريم... حقيقتش اين است که در ديد من، پدرسوختگی* ويژگی بارز بسياری از افرادی است که ديگران از آنها به عنوان سمبل "آدم مثبت انديش و موفّق" ياد ميکنند.

 

==============

·     اوّل خواستم ورژن مربوط به "مادر" اين فحش را بياورم، ديدم حوصله جر و بحث جنسيتی ندارم.... از جنس نرينهء خودمان مايه گذاشتم. اگر با خواندن اين مطلب ديدید "پدرسوخته" کفاف فرد مورد نظر را نميدهد، ميتوانيد به جای آن از هر لغت ديگری استفاده کنيد.

 

 

            

                 - Lafcadio

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:46  توسط   | 

~ ~ ~
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385

 

از صداي سخن عشق نديدم خوشتر

يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند .

 

 

كليشه اي كه شكست ، و لطيف بر دل نشست .

 

       

     - خان

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:53  توسط خان  | 

~ ~ ~
پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385

 

 

 

        ايكاش

            يكبار که ميايی

               واقعاً رفته باشم...

 

 

       - Lafcadio

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:22  توسط   | 

~ ~ ~
دوشنبه نهم مرداد 1385

امينه پرسيد : " قدرت چيست ؟ "

 

ولتر پاسخ داد :" کنتس شرقی من ، تو از قدرت خاطرات دلگزا داری ، چرا که ديده اي چگونه از آن شقاوت و خشونت پديد می آيد. چندی در اروپا زندگی کن و جلوه های زيبای قدرت را ببين. آدم های با فرهنگ را ببين که وقتی به قدرت ميرسند چطور خود را وقف هنر و زيبايی می کنند. چندی از مغول ها و شاهان بی شعور شرقی دور شو."

 

 

                                                                                                     ادامه دارد...        

 

- خان

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:53  توسط خان  | 

~ ~ ~
جمعه ششم مرداد 1385

خسته خسته رسيدم خونه .

همه چيز مثل هميشه بود ، هيچ تحول خاصی تو دنيای چربيهای هفت ، هشت روزه ظرفای کثيف تو ظرفشويی بوجود نيومده ، چراغ دستشويی هنوز خرابه و  دستگاه پيام گير تلفن هم مثل يکی ، دو روز گذشته ، هر از گاهی ناله خفيفی ميکنه که تو رو خدا يکی مزخرفات اين تو رو اگه قرار هم نيست گوش بده لااقل پاک کنه .

دنيای اقتصاد هم مثل بقيه امور ، آرزوی شيرين اول برج .

 

بايد شاکر خدا باشم که اين زندگي آروم و پروانه اي رو برام آفريد . شکر خدا مثل يه حلزون عقب افتاده شدم ، از صبح تا شب و از شب تا صبح با سرعت غير قابل باوری به تقويت نسل فسيل های رونده يا دونده يا خورنده يا يه چيز ديگه اي تو اين مايه ها کمک ميکنم .خيالی نيست ، راضيم به رضاش . هر چی خواست اوس کريمه….

 

مثل اغلب شبا حوصله هيچ کاری رو ندارم . چند وقتيه خنديدن به خزعبلات سه سگ نشان شبکه های فارسی زبان غرب رو ترک کردم . خيلی راحت تر از اون بود که فکر ميکردم . نه سيگاری شدم ، نه آرام بخش لازم داشتم ، نه طناب که اگه به درون گرايی رسيدم خودمو دار بزنم .

 

ژانگولر بازيهای پيکان دو لوکس همسايه _که با شوهر پخمه ش تو آپارتمان روبرويی زندگی ميكنه _ هم واسه افعی شدنم خيلی تکراری شدن . "حوصله ات رو ندارم عوضی ، باشه واسه بعدا" .

 

آخرين قطره های کيميايی که از شب نشينی های قبلی برام باقی مونده بود رو تو ليوان ريختم  . اينقدری بود که بتونه يکی دو وجب از زمين بلندم کنه .

سلامتی همه اونايی که جاشون خالی بود ، محتويات ليوان رو ته حلقم خالی کردم و خودمو سپردم به صدای گرم ويگن ، يادگار سالهای خوش جوونی .

 

وقتی صدای موتور سيکلت آقای پارسا _مسوول شيفت شب آژانس سر کوچه_ بلند شد ، راحت ميشد حدس زد که آفتاب زده . خيلی وقت بود که اينطوری شب رو صبح نکرده بودم . ديشب مستی و ديوونگی ، الان خمار دل انگيز بی خوابی . به قول سالار: " اين حال را به شاهی ندهم ".

 

خب ، دوباره شروع شد .

سلام صبح قشنگ زندگی ، آغوش باز کن و در برم گير که بی داغ ترين شقايق عشقم .

 

 

- خان

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:5  توسط خان  | 

~ ~ ~
دوشنبه دوم مرداد 1385

1)      موزه بريتانيا ،

معروف ترين لوح گلی دنيا ، اعلاميه حقوق بشر کورش است که پس از فتح بابل توسط ايرانيان نگاشته شده است .
"تويی که پس از اين، اين کتيبه که من حک کردم ، يا نقش برجسته ها را خواهی ديد ، آنها را از ميان مبر٬ تا زمانی که توانا باشی آنها را بپای. "

2) هرتسفلد - که به دستور رضا پهلوی اولين گروه تجسس و مطالعه ابنيه اسلامی را در ايران مستقر کرد و دهها جلد کتابی که در باب کرامات معماری اسلامی بدست وی محرر گشت هنوز توسط جامعه مدرن اسلامی مورد ارزیابی قرار نگرفته است - وقتی در تخت جمشيد داشت خاک بازی می کرد ، نازی ها در آلمان با استفاده از تحقيقات او ، نظريه برتری نژاد آريايی را دادند .

3) رابطه امنيت اجتماعی و پوشش خانم ها از آن موضوعات بحث برانگيزی است که هر از گاهی سر و صدايی به پا ميکند و بعد هم بی آنکه تصميم جدی درباره اش گرفته شود به دست فراموشی سپرده ميشود .امسال هم بحث نوع پوشش خانمها با اعترضات عده ای از بانوان محجبه ، جلوی مجلس آغاز شد و با تذکرات نيروی انتظامی به بانوان و جمع آوری مانتوهای تنگ و کوتاه ، روند هر ساله اش را پيمود .
به هر حال بايد ثابت کرد امنيت اجتمايی و طول و عرض مانتو ها با هم در ارتبط مستقيم اند .

ادامه دارد...

 

- خان

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:33  توسط خان  | 

~ ~ ~