دوستی مجله اي به دستم داد که بخوانم. به گفتهء خودش "مانند بچه هايش" مجله را دوست داشت. مجلهء چرندی بود از اين شارلاتان بازی های امثال آزمنديان و حلّت و چهميدانم که و که... فکر کنم مال حلّت بود. از متون ادبی باسمه اي و اشعار آبدوغ خياری اش بگذريم، مطلب زيبايی داشت كه حيفم آمد رفقا بدون دانستن آن (به قول ابوريحان بيرونی) "نادانسته و جاهل درگذرند"!
مطلب در مورد اين بود که چگونه پر کار و پر تلاش "جلوه کنيم"!!! چند مورد که به يادم مانده، اينهاست که مياورم (نوشته های ايتاليک از خودم است):
1 . در راهرو های اداره که راه ميرويد، هميشه يک پرونده زير بغلتان باشد. کسی که دست خالی در راهرو قدم بزند عاطل و باطل به نظر ميرسد. اگر روزنامه دستتان بگيريد، ديگران خيال ميکنند به جای انجام کار، روزنامه ميخوانيد. (اين بنده خدا خيلی ايده آل گرا بوده! همين که کارمند رو با دمپايی و ليوان چای به دست در حال لخ لخ کردن نبينی، کلّی جلويی! روزنامه که جای شکر داره!)
2 . انگليسی بدانيد و در محيط کار و صحبت های کاری (خصوصاً در هنگام صحبت با رئيستان) از انگليسی استفاده کنيد! حتّی اگر انگليسی بلد نيستيد هم چند کلمهء مرتبط به کارتان را به انگليسی ياد بگيريد و هنگام صحبت با رئيس آنها را به کار ببريد. (بدبخت زبان انگليسی... بهتر نيست به جای همهء اين کار ها، با رئيسمان به سينما قيام برويم؟)
3 . اضافه کار بمانيد. حدّاقل تا هنگامی که رئيس در اداره است، سعی کنيد در اداره بمانيد. حتّی اگر کاری هم نداريد، ميتوانيد از زمان ماندنتان در اداره برای مطالعه مجلات و کتاب هايی که هيچوقت فرصتش را نداشته ايد استفاده کنيد. (حتّی ميتوانيد با ابتياع يک عدد دستمال يزدی مرغوب، به مالاندن تشکّر آلات جناب رئيس بپردازيد!)
4 . از کامپيوتر استفاده کنيد. استفاده از کامپيوتر باعث ميشود که پر کار تر به نظر برسيد! مهم نيست که با کامپيوتر چهکار ميکنيد. همين که شما را مشغول ببينند، کافيست. ميتوانيد با کامپيوتر بازی کنيد، به وبلاگ های مورد علاقه تان سر بزنيد، يا ايميل های شخصی تان را چک کنيد. اگر هم رئيس مچتان را گرفت ميتوانيد بگوييد که مشغول ياد گيری نرم افزاری مرتبط با کارتان هستيد! (تعجّب نکنيد! واقعاً من رؤسايی تا بدين حد يول ديده ام!)
5 . ميزتان را به هم بريزيد. هر چه ظاهر آشفته تری به ميزتان بدهيد، شما را پر مشغله تر و پر کار تر خواهند دانست! اگر با کسی ملاقات داريد، مدارک و پرونده هايش را لا به لای ديگر پرونده ها بگذاريد و جلوی خودش دنبال آنها بگرديد. (!!!)
6 . ظاهر آشفته داشته باشيد. اين کار باعث ميشود که پر مشغله تر و پر تلاش تر به نظر بياييد. (نظر به پيشنهاد نويسندهء مطلب فوق، شيلنگ و آفتابهء دستشويی دفتر نشريهء "موفّقيت" برداشته شد تا کارکنان و نويسندگان به حدّ اعلای درجه احساس آشفتگی و پلشتی کنند!)
بگذريم... حقيقتش اين است که در ديد من، پدرسوختگی* ويژگی بارز بسياری از افرادی است که ديگران از آنها به عنوان سمبل "آدم مثبت انديش و موفّق" ياد ميکنند.
==============
· اوّل خواستم ورژن مربوط به "مادر" اين فحش را بياورم، ديدم حوصله جر و بحث جنسيتی ندارم.... از جنس نرينهء خودمان مايه گذاشتم. اگر با خواندن اين مطلب ديدید "پدرسوخته" کفاف فرد مورد نظر را نميدهد، ميتوانيد به جای آن از هر لغت ديگری استفاده کنيد.