از چند حالت خارج نيست. يا اين گه تپّه واقعاً نابغه است، يا مشاوران باهوشی داره، يا واقعاً انقدر خوش شانسه که هر کاری ميکنه حد اقل در ظاهر به نفعش ختم ميشه.
جناب مستطاب تشريف نجسّش رو برده پلی تکنيک. اونجا هم طبق معمول يه مشت بسيجی از اقصی نقاط تهران آوردن و چپوندن تو سالن که واسه آقا هلهله و صلوات خرج کنن. يه عدّه هم اون ته سالن مرگ بر ديکتاتور گفتن و عکس طرف رو آتيش زدن و پاره کردن و شعار دادن. آقا هم فرمايش فرمودن که اگه ما خفقان ايجاد کرديم، پس اينا چی ميگن که بر ضد ما شعار ميدن؟
خوب... فرض ميکنم اون عدّه واقعاً از دانشجو های پلی تکنيک باشن (يعنی پلی تکنيکی جماعت از وقتی ما اومديم از اونجا بيرون انقدر جربزه پيدا کرده که همچين گهی بخوره؟ من که تا جايی که يادمه واسه تعطيل کردن جلسات کلاسهای دم عيد بايد به بچّه ها التماس ميکرديم!). خوب... فرض ميکنيم همچين جنمی پيدا کرده باشن. نتيجه؟ هيچ... جناب مستطاب پوزخند مرحمت فرمودند و گفتند "کو اختناق؟". اين وسط صرفاً يه مشت جوجه دانشجو احساس "خود-چه گوارا-بينی" شون ارضا شده.
حالت دوّم هم اينه که اين عدّه از آدم های خودشون بوده باشن و همه اين حرکات صحنه سازی بوده باشه. خوب... اين هم که نتيجه اش مشخصه. يه برد (حتّی ظاهری) برای اين شاه پسر. و با توجّه به اينکه اصولاً تو ايران فقط ويترينه که مهمّه، يه ويترين طلايی برای نظام درست شده. تو اين حالت حتّی اگه انجمن اسلامی دانشجويان يا هر گروه و دستهء ديگه اي هم بخواد اعلام کنه که "اينا از ما نبودن" تازه گزک دست طرف مقابل مياد که تو روزنامه هاشون جار بزنن که "ببينين! حتّی خودشون هم همدیگه رو قبول ندارن!" (که البتّه پر بيراه هم نيست).
نهايتِ همه چی، ميبينم اين سخنرانی تو پلی تکنيک در هر حالت برای اين بابا يه برد کامل بوده. واقعاً طرّاح چنين حرکتی - هر کس که بوده - دستش درد نکنه.
- Lafcadio