تبليغاتX
جورابای نشسته
پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386

آسمان می گرید امشب .

ساز من می نالد امشب ٬  

او خبر دارد که دیگر اشک من پایان گفته .

حتما ٬ دوباره عاشق خواهم شد

شاید در آخرین برف زمستان .

 

-خان

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:28  توسط خان  | 

~ ~ ~
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386

هرکول خدايان :

 

 ... "و خداوند روز را برای خفتن و شب را برای عشقبازی آفريد."

 

-خان

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:18  توسط خان  | 

~ ~ ~
چهارشنبه یکم فروردین 1386

هنوز آخرين باری که چشمای قشنگت کنار صورتم غروب کردن خوب يادمه .

هر شب جای خاليت رو از بالا تا پايين صد بار وجب ميکنم و هر بار تو آخرين وجب چار انگشت کم ميارم .

خستم گلم , خسته .

خسته شدم از اين معادلاتی که به همش بايد ريد .

من بزرگترم , نه ؟

 

 

-خان

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:57  توسط خان  | 

~ ~ ~