تبليغاتX
جورابای نشسته
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386

يکی بود ، يکی نبود  .

زير گنبد کبود غير از خدای مهربون هيشکی ...

يعنی

همه دوست داشتن غير از خدای مهربون هيشکی نمی بود .

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:54  توسط خان  | 

~ ~ ~
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386

ماهی سياه کوچولو ٬ تموم جوونيشو خرج رسيدن به دريا کرد  .

ولی وقتی که به دريا رسيد ٬ نمک براش مثل سم بود  .

چه میشه کرد ٬ پيريه و فشار خون بالا و هزار درد بی درمون ديگه .

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:37  توسط خان  | 

~ ~ ~
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
دويدم و دويدم . نرسيده به سر کوه زانوهام شکستن همونجا زمین گیر شدم .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:55  توسط خان  | 

~ ~ ~
پنجشنبه چهارم مرداد 1386

وقتی که خوابی نيمه شب ترا نگاه می کنم

زيباييت را با بهار گاه اشتباه می کنم

از شرم سر انگشت من پيشانيت تر می شود

عطر تنت می پيچد و دنيا معطر می شود

گيسوت تابی ميخورد می لغزد از بازوی تو

از شانه جاری ميشود چون آبشاری موی تو

چون برگ گل در بسترم می گسترانی بوی خود

من را نوازش ميکنی بر مهربان زانوی خود

آسيمه می خيزم ز خواب تو نيستی اما دگر

اي عشق من بی من کجا تنها نرو من را ببر

من بی تو می ميرم نرو من بی تو می ميرم بمان

با من بمان زين پس دگر هر چه تو ميگويی همان

در خواب آخر عشق من در برگ گل پيچيدمت

ميخوابم اي زيبا ترين در خواب شايد ديدمت

================================

پ . ن :شعر از شاهکار بينش پژوه

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:2  توسط خان  | 

~ ~ ~