يکی بود ، يکی نبود .
زير گنبد کبود غير از خدای مهربون هيشکی ...
يعنی…
همه دوست داشتن غير از خدای مهربون هيشکی نمی بود .
يکی بود ، يکی نبود .
زير گنبد کبود غير از خدای مهربون هيشکی ...
يعنی…
همه دوست داشتن غير از خدای مهربون هيشکی نمی بود .
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:54  توسط خان
|
ماهی سياه کوچولو ٬ تموم جوونيشو خرج رسيدن به دريا کرد .
ولی وقتی که به دريا رسيد ٬ نمک براش مثل سم بود .
چه میشه کرد ٬ پيريه و فشار خون بالا و هزار درد بی درمون ديگه .
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:37  توسط خان
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:55  توسط خان
|
وقتی که خوابی نيمه شب ترا نگاه می کنم
زيباييت را با بهار گاه اشتباه می کنم
از شرم سر انگشت من پيشانيت تر می شود
عطر تنت می پيچد و دنيا معطر می شود
گيسوت تابی ميخورد می لغزد از بازوی تو
از شانه جاری ميشود چون آبشاری موی تو
چون برگ گل در بسترم می گسترانی بوی خود
من را نوازش ميکنی بر مهربان زانوی خود
آسيمه می خيزم ز خواب تو نيستی اما دگر
اي عشق من بی من کجا تنها نرو من را ببر
من بی تو می ميرم نرو من بی تو می ميرم بمان
با من بمان زين پس دگر هر چه تو ميگويی همان
در خواب آخر عشق من در برگ گل پيچيدمت
ميخوابم اي زيبا ترين در خواب شايد ديدمت
================================
پ . ن :شعر از شاهکار بينش پژوه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:2  توسط خان
|